تبليغاتX
بي تو در بر همه عالم بستم...

 

دو مرد در کنار درياچه ای مشغول ماهيگيری بودند . يکی از آنها ماهيگير با تجربه و ماهری بود اما ديگری ماهيگيری نمی دانست .

هر بار که مرد با تجربه يک ماهی بزرگ می گرفت ، آنرا در ظرف يخی که در کنار دستش بود می انداخت تا ماهی ها تازه بمانند ، اما ديگری به محض گرفتن يک ماهی بزرگ آنرا به دريا پرتاب می کرد .

ماهيگير با تجربه از اينکه می ديد آن مرد چگونه ماهی را از دست می دهد بسيار متعجب بود . لذا پس از مدتی از او پرسيد :

- چرا ماهی های به اين بزرگی را به دريا پرت می کنی ؟

مرد جواب داد : آخر تابه من کوچک است !

 

گاهی ما نيز همانند همان مرد ، شانس های بزرگ ، شغل های بزرگ ، روياهای بزرگ و فرصت های بزرگی را که خداوند به ما ارزانی می دارد را قبول نمی کنيم . چون ايمانمان کم است .

ما به يک مرد که تنها نيازش تهيه يک تابه بزرگتر بود می خنديم ، اما نمی دانيم که تنها نياز ما نيز ، آنست که ايمانمان را افزايش دهيم .

خداوند هيچگاه چيزی را که شايسته آن نباشی به تو نمی دهد .

اين بدان معناست که با اعتماد به نفس کامل از آنچه خداوند بر سر راهت قرار می دهد استفاده کنی .

هيچ چيز برای خدا غير ممکن نيست .

+ نوشته شده توسط علی امیری در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 14:6 |
 

به اين می انديشيدم که چگونه يک درخت در خزان ، خويش را به دست باد می سپارد تا همه برگهايش را از او جدا کند ؛ برگهائی که نشانه عظمت اوست و نشانه درخت بودنش . و بعد سرمای زمستان را بی برگ و بار چگونه تاب می آورد ؟

 

می دانيد چرا درخت در زمستان سرد نمی ميرد ؟!

 

درخت در سرمای زمستان در دلش باوری وجود دارد . يقينی که موجب می شود همه سرمای زمستان را تاب بياورد و بی بار و برگ زمستان را پشت سر بگذارد .

می دانيد آن باور چيست ؟؟؟

درخت در عمق وجودش بهار را باور دارد . يقين به آمدن بهار چنان اميدی به درخت می دهد که سوز سرمای زمستان را تحمل می کند . درخت برای رسيدن بهار لحظه شماری می کند . چون يقين دارد بهار خواهد آمد .

در لحظه موعود جوشش عظيمی در دل درخت آغاز می شود و جوانه جوانه بر شاخه هايی که در زمستان عريانی را تجربه کرده اند ، می نشيند و اين جوشش ادامه می يابد و درخت را غرق در شکوفه و برگ می کند . شکوفه های که هر يک نشانه ای از اميدی است که در دل درخت بارور شده بود  و در بهار وقت آن رسيده که تجلی يابند .

 

و من در لحظه ای از لحظات سخت زندگی که به خزان بی مانند نیست ، به اين می انديشم که باور بهار را در دلم زنده نگه دارم . من نيز باور دارم روزی پر شکوفه خواهم شد . پس حالا مطمئنم تاب اين لحظات سخت را خواهم آورد و همه رنج ها و دردها را از سر خواهم گذراند .

بهار در راه است . من خواهم شکفت با جوانه جوانه هايی که در حال بارور کردنش هستم .

و شکوفه خواهم داد . شکوفه هايی که منتظر شکوفايی بر شاخسار عريان شده من هستند .

 

                                        بيانديشيم !!!

ما چرا بهار را باور نکنيم . و برای آمدنش لحظه شماری نکنيم . اميد به ما امکان اين را می دهد که همه تنهايی ها و همه دردها و رنج ها را که هر کدام برای بارور شدن درونمان بدان نيازمنديم با نيرويی دو چندان از سر بگذرانيم تا در لحظه موعود پر جوانه و پر شکوفه باشيم .

پس از تنهايی هراسی نداشته باشيم . از درد و غم نترسيم . اميدوار باشيم که روزی بهارمان فرا خواهد رسيد .

بهار را با تمام وجود باور کنيم . و وجودمان را برای پذيرا شدن بهار آماده کنيم .

 

 

                                       دلتون هميشه بهاری .

 

                                        خدايا تو را سپاس .

 

                                               یا حق .

+ نوشته شده توسط علی امیری در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 13:41 |

کاش آسمان حرف کویر را می فهمید و اشک خود را نثار گونه خشک او می کرد
کاش واژه حقیقت آنقدر با لبها صمیمی بود که برای بیان کردنش نیازی به شهامت نبود
کاش دلها آنقدر خالص بودند که دعاها قبل از پایین آمدن دستها مستجاب می شد
کاش مهتاب با کوچه های تاریک شبا آشناتر بود
کاش بهارآنقدر مهربانتر بود که باغ را به دست خزان نمی سپرد
کاش فریاد آنقدر بی صدا بود که حرمت سکوت را نمی شکست

کاش مرگ معنی عاطفه را می فهمید

کاش چشمان ما سخاوت بیشتری داشت بشود از آنها راز عشقی را که قلبمان گواهی می دهد با نگاه تفسیر کرد

کاش فلسفه زندگی اینقدر پیچیده نبود تا در باور آن اینگونه تجلیل نمی رفتیم

+ نوشته شده توسط علی امیری در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 13:36 |

 

سازنده ترين كلمه گذشت است ... آن را تمرين كن
پرمعني ترين كلمه ما  است ... آن را به كار ببر

عميق ترين كلمه عشق است ... به آن ارج بنه.
بي رحم ترين كلمه تنفر  است ... از بين ببرش
.
سركش ترين كلمه تنفر است ... با آن بازي نكن
.
خودخواهانه ترين كلمه  من  است... از آن حذر كن
.
ناپايدارترين كلمه  خشم است... آن را فرو ببر
.
بازدارنده ترين كلمه  ترس است ... با آن مقابله كن
.
با نشاط ترين كلمه  كار  است ... به آن بپرداز
.
پوچ ترين كلمه  طمع است ... آن را بكش

سازنده ترين كلمه صبر است ... براي داشتنش دعا كن.
روشن ترين كلمه  اميد است... به آن اميدوار باش
.
ضعيف ترين كلمه  حسرت است ... آن را نخور
.
تواناترين كلمه  دانش  است .... آن را فراگير

محكم ترين كلمه پشتكار است ... آن را داشته باش.
سمي ترين كلمه شانس است ... به اميد ان نباش
.
لطيف ترين كلمه  لبخند  است ... آن را حفظ كن
.
ضروري ترين كلمه  تفاهم  است .... آن را ايجاد كن
.
سالم ترين كلمه  سلامتي است ... به آن اهميت بده
.
اصلي ترين كلمه اعتماد است .... به آن اعتماد كن
.
دوستانه ترين كلمه  رفاقت است.... از آن سوء استفاده نكن
.
زيباترين كلمه  راستي  است ... با آن رو راست باش
.
زشت ترين كلمه  دورويي است ... يك رنگ باش
.
ويرانگر ترين كلمه  تمسخر است ... دوست داري با تو چنين شود؟

موقررترين كلمه  احترام است .... برايش ارزش قايل شود.
آرامترين كلمه  آرامش  است ... به ان برس
.
عاقلانه ترين كلمه  احتياط است ... حواست رو جمع كن
.
دست و پاگير ترين كلمه  محدوديت  است .... اجازه نده مانع پيشرفت بشود
.
سخت ترين كلمه  غير ممكن است .... وجود ندارد
.
مخرب ترين كلمه  شتابزدگي  است ... مواظب پلهاي پشت سرت باش
.
تاريك ترين كلمه  ناداني است ... آن را با نور علم روشن كن
.
كشنده ترين كلمه  اظطراب است ... ان را ناديده بگير
.
صبور ترين كلمه  انتظار است .... منتظرش بمان
.
بي ارزش تري كلمه بخشش است ... سعي خود را بكن
.
قشنگ ترين كلمه  خوشرويي  است ... راز زيبايي در آن نهفته است
.
تميزترين كلمه  پاكيزگي  است ... اصلا سخت نگير
.
رساترين كلمه  وفاداري است .... سر عهدت بمان
.
تنها ترين كلمه  گوشه گيري است ... بدان كه جمع هميشه بهتر از فرد بودن است
.
محرك ترين كلمه  هدفمندي است ... زندگي بدون هدف؛ روي آن است
.
و هدفمند ترين كلمه موفقيت است.... پس پيش به سوي آن

 

+ نوشته شده توسط علی امیری در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 12:54 |

حالی نیست برای خواندن آنچه دل نیست.

باید کاری کرد..باید رها شد از نحوه پیش...باید زیست...باید فهمید که چگونه باید........؟؟

باید دست دل را بدون فریب گرفت وآورد!

باید نوازشش کرد که تنها نگذارد صاحب دل را...

باید زبانش را..حرف دلش را فهمید.حرف دل دل ٬ حتمآ شنیدنی است.

بایستی با وفا بود با آن.وقتی با تو شد دیگر نباید تنهایش گذاشت.لحظه ای نباید خوابید.باید...!

 
+ نوشته شده توسط علی امیری در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 12:23 |
 

عشق،عشق می آفريند       
                                 عشق زندگی می بخشد
زندگی رنج به همراه دارد 
                                   رنج دلشوره می آفريند
دلشوره جرات می بخشد  
                                 جرات اعتماد به همراه دارد
اعتماد اميد می آفريند   
                                   اميد زندگی می بخشد
زندگی عشق می آفريند    
                                   عشق،عشق می آفريند  

      واز عشق مردن سفريست به سوی خدا...

+ نوشته شده توسط علی امیری در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385 و ساعت 21:52 |
             موطن آدم خاک نیست  !

   موطن آدمی در قلب آنهایی است که دوستشان داریم ....

  موطن آدمی در قلب آنهایی است که دوستمان دارند ....

اما .....

                      افسوس که من موطنی ندارم ......

 

+ نوشته شده توسط علی امیری در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385 و ساعت 1:2 |

 

خدايا درگاه تو در بي پناه ترين لحظه
ها در دردناك نرين غم ها‏‏ دورترين فاصله ها از من و تو باز آرامگاه
جاويد قلبم است. آري بر آستان بي نياز تو تكيه
كرده ام و تو نيز دستان سرد و يخ كرده ي پر
از گناهم مرا بگير و يگذار عظمت وجودت را
با تمامي وجود و بي لياقتي خويش درك
كنم.

آشناترین آشنای دل

 

لحظه های دلتنگیم را می سرایم
 
لحظه های با تو بودن در عین بی تو بودن
 
لحظه های جاوید ذهنم را می گویم
 
لحظه ها یی که یاد تو میهمان دل شکسته ام است
 
دلی که روزی هزار بار می شکند
 
از دوری از فراق از انتظار
 
می دانی چه می گویم  تنها تو می دانی
 
می دانی دل شکسته را مرهم بودن یعنی چه
 
می دانی تکرار واﮋه غریب بی تو بودن یعنی چه
 
می دانی زخم خورده از دنیای ویران بودن یعنی چه
 
می دانی بین آشنا بیگانه بودن یعنی چه
 
تو می دانی و تنها تو می دانی .

  
+ نوشته شده توسط علی امیری در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385 و ساعت 0:38 |

پروردگارا
به من آرامش ده
تا بپذیرم آنچه راکه نمی توانم تغییر دهم
دلیری ده
تا تغییر دهم آنچه را که می توان تغییر دهم
بینش ده
تا تفاوت این دو را بدانم
مرا فهم ده
تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن
مطابق میل من رفتار کنند.

 
 
 
 
 
+ نوشته شده توسط علی امیری در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 23:42 |

يک نفر

يک جايی

تمام روياهاش لبخند توست

و زمانی که به تو فکر می کنه

احساس ميکنه که زندگی واقعا با ارزشه

پس هر گاه احساس تنهايی کردی

اين حقيقت رو به خاطرداشته باش

يک نفر

يک جايی

در حال فکر کردن به توست ...!

+ نوشته شده توسط علی امیری در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 13:7 |
 

اشكي كه بي‌صداست...

پشتي كه بي‌پناست...

دستي كه بسته است...

پايي كه خسته است...

دل را كه عاشق است...

حرفي كه صادق است...

شعري كه بي‌بهاست...

شرمي كه آشناست...

دارايي من است...

ارزاني شماست.

 

+ نوشته شده توسط علی امیری در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 13:0 |

 

 

اگه یه روز بری سفر....اگه دو روز بری سفر...

اگه سه روز بری سفر...اگه چهارروزبری سفر...

اگه پنج روز بری سفر...اگه شیش روز بری سفر...

اگه هفت روز بری سفر...اون وقت یک هفته است رفتی سفر!

 

+ نوشته شده توسط علی امیری در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 11:29 |

 

خدا دوتا چشم به آدم داد،دو تا گوش،دو تا دست و دوتا پا،ولی یک دونه قلب...می دونی چرا؟واسه این که بگرده اون یکی شو پیدا کنه!!!!!

+ نوشته شده توسط علی امیری در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 11:20 |

كمال گرايي

آيا احساس مي كنيد كارهايي كه به اتمام رسانده‌ايد به اندازه كافي خو ب نيستند ؟

آيا نوشتنن مقالات وطرحها را با هدف انجام دقيق آنها به تعويق مي اندازيد ؟

آيا احساس مي كنيد كه كارهها را بايد صد درصد درست انجام دهيد و در غير اينصورت فردي متوسط و يا حتي بازنده هستيد؟

اگر چنين باشد در آن صورت شما به جاي حركت در مسير موفقيت سعي در كامل بودن داريد. كمال گرايي به افكار و رفتارهاي خود تخريب گرانه‌اي اشاره مي كند كه هدف آنها نيل به اهداف به شدت افراطي و غير واقع گرايانه است .در جامعه امروزي ، به اشتباه كمال‌گرايي چيزي مطلوب و حتي لازم براي موفقيت در نظر گرفته مي شود .

بهر حال مطالعات اخير نشان مي دهند كه نگرش كمال گرايانه موجب اخلال در موفقيت مي شود.آرزوي كا مل بودن هم احساس رضايت از خودتان را از شما مي گيرد و هم شما را بيش از ساير مردم (كساني كه اهداف واقع گرايانه تري دارند)، در معرض ناكامي قرار مي دهد.

علل كمال گرايي

اگر شما فردي كمال گرا باشيد، احتمالا در كودكي ياد گرفته‌ايد كه ديگران با توجه به ميزان كارآيي شما در انجام كارها به شما بها مي‌دهند درنتيجه احتمالا شما ياد گرفته‌ايد در صورتي به خود بها دهيد كه مورد قبول ديگران واقع شويد.(فقط بر پايه ميزان پذيرش ديگران به خود بها دهيد).بنابراين عزت نفس شما ، بر اساس معيارهاي خارجي ، پايه ريزي شده است . اين امر مي تواند شما را نسبت به نقطه نظرها وانتقادات ديگران ،آسيب پذير و به شدت حساس سازد.)

تلاش براي حمايت از خودتان و رهايي از اينگونه انتقادات ،سبب مي‌گردد كامل بودن را تنها راه دفاع از خود بدانيد، بعضي از احساسات ، افكار و باورهاي منفي ذيل ،احتمالا با كمال گرايي مرتبط هستند:

-    ترس از بازنده بودن ـ افراد كمال گرا ، غالبا شكست در رسيدن به هدف هايشان را با از دست دادن ارزش و بهاي شخصي مساوي مي‌دانند.

-    ترس از اشتباه كردن ـ افراد كمال گرا، غالبا، اشتباه را مساوي با شكست مي‌دانند. موضع آنها در زندگي، حول و حوش اجتناب از اشتباه است. كمال‌گراها فرصت‌هاي يادگيري و ارتقاء را از دست مي‌دهند.

-    ترس از نارضايتي ـ افراد كمال گرا در صورتي كه ديگران شاهد نقايص يا معايب كارشان باشند، غالبا بدليل ترس از عدم پذيرش از سوي آنان ، دچار وحشت مي‌گردند. تلاش براي كامل بودن در واقع روشي جهت حمايت گرفتن از ديگران به جاي انتقاد ،طرد شدن يا نارضايتي مي‌باشد.

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط علی امیری در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 11:2 |

                      راهبردهاي اساسي براي ارائه رفتاري حاكي از ابراز وجود بيشتر
 

      آيا شما در بيان احساسات و عقايدتان به ديگران مشكل داريد؟ ياد بگيريد از خودتان پشتيباني كنيد! آموزش ابراز وجود در بيان خودتان به گونه‌اي به شما كمك مي‌كند كه نه خودتان را ارزان بفروشيد و نه ديگران را تهديد كنيد.

 راهبردهاي ابراز وجود را به كار ببريد، تا بياموزيد چگونه از حقوق خود دفاع كنيد؛ از ديگران تقاضا كنيد و يا تقاضاي آنها را رد كنيد؛ با ديگران سلام و احوالپرسي كنيد و يا به سلام آنها پاسخ دهيد و خشم خود را به نحو سازنده اي بيان داريد.

براي ارائه چنين رفتاري راهبردهاي زير را به كار بريد:

  1.    حقوق، خواسته‌ها و نيازهاي شخصي‌تان را شناسايي كنيد.

  2.  چگونگي احساساتتان را نسبت به موقعيت‌هاي ويژه ( از قبيل "من خشمگينم "،  "دستپاچه هستم "، " دوستت دارم " شناسايي كنيد. در اين شناساي از توصيف‌هاي حسي استفاده كنيد تا كاملا به چگونگي احساساتتان دست يابيد( مانند " احساس ضعف و وارفتگي مي كنم احساس مي كنم روي ابرها به پرواز در آمده‌ام ". نوع عملي را كه احساستان شما را مجبور به انجام آن مي كند، بر زبان آوريد ( نظير دوست دارم ترا در آغوش بگيرم ).

  3.  در توصيف احساساتتان از ضمير "من " بهره بگيريد. استفاده از ضمير "من " در گفته‌هايتان به جاي ارزشيابي يا سرزنش ديگران، احساسات شما را نشانه مي‌گيرد، مانند "من ناراحتم " به جاي "تو مرا ناراحت كردي " يا " تو آدم بي ملاحظه‌اي هستي"

  4.  به هنگام صحبت كردن، احساسات خود را با برخي از رفتارهاي خاص ديگر پيوند دهيد، مثلا بگوييد "من آزرده شدم وقتي بدون خداحافظي رفتي ". ولي نگوييد "من آزرده شدم چون تو آدم بي ملاحظه اي هستي"

  5.  صريح باشيد. حرف خود را مستقيم و بدون واسطه به شخص مورد نظرتان بزنيد. تقاضاي خود را در يك يا دو جمله ساده و قابل فهم بيان كنيد.

  6.  بكوشيد درباره اين كه ديگري در مورد شما چه فكري مي‌كند و يا چه احساسي دارد؛ چه انگيزه‌هايي دارد؛ ممكن است چه واكنشي نسبت به شما نشان دهد، هيچ‌گونه حدس و گماني نزنيد.

  7.  از طعنه و كنايه زدن، ترور شخصيت يا توهين به ديگران بپرهيزيد، مانند:  استفاده از واژه‌هايي مانند "تو هرگز .""تو هميشه ..."، "تو دائما . " و غيره.....

  8.    از برچسب زدن اجتناب ورزيد.

  9.  از گفتن جملاتي كه با "چرا ؟" ، "تو ."شروع مي‌شوند، خودداري كنيد. اين‌گونه جملات شخص را در موضع دفاع قرار مي‌دهد.

  10.    از مخاطب بازخورد بگيريد: "حرف‌هايم را روشن گفتم ؟" " موقعيت را چه طور مي‌بيني؟" دريافت بازخورد به شما كمك مي‌كند تا هرگونه كج فهمي ر اصلاح كنيد  و ديگران دريابند شما در ارتباط باز هستيد و عقايد، احساسات تمايلات و خواسته‌هاي خود را بيان مي‌كنيد.

  11.          انتظارات خود را ارزشيابي كنيد. آيا آنها مستدل هستند؟ انتظارات خود را تعديل كنيد.

به تقاضا ها وخواسته‌ها ي غير منصفانه "نه "بگوييد

  1.  ابتدا از موضع خودمطمئن شويد، يعني مشخص كنيد كه مي‌خواهيد بگوييد بله يا خير. اگر مطمئن نيستيد، بگوييد كه براي پاسخ دادن بايد كمي فكر كنيد. به شخص مقابل بگوييد كه بداند چه زماني پاسخ خواهيد گفت.

  2.  اگر شما كاملا متوجه نشده ايد كه فرد مقابل از شما چه تقاضايي دارد، از او توضيح روشني بخواهيد

  3.  تا آنجا كه مي‌توانيد كوتاه و موجز سخن بگوييد، يعني دليلي موجه براي امتناع خود ارائه دهيد ولي از توجيه و توضيحات مفصل اجتناب ورزيد. چنين عذرهايي چه بسا باعث شود كه فرد مقابل با شما بحث كند تا شما را از موضع " نه " پايين بياورد.

  4.   هرگاه از تقاضايي سرباز مي زنيد، واقعا از كلمه " نه" استفاده كنيد.  "نه " از قدرت بيشتري برخوردار است تا عبارت مبهمي مانند " خوب، من اين طور فكر نمي كنم."

  5.  مطمئن شويد كه ژست‌هاي غير كلامي شما آينة پيام‌هاي كلامي‌تان هستند. وقتي "نه" را برزبان مي‌آوريد. سرتان را به نشانه نفي تكان دهيد. خيلي از افراد وقتي مي‌كوشند از تقاضايي امتناع ورزند، ا آگاهانه لبخند مي‌زنند و با سر موضوع راتصديق مي‌كنند.

  6.  به صراحت از كلمه نه و افعال منفي مثل "من نمي آيم" "من تصميم خود را گرفته‌ام، من نمي خواهم" استفاده كنيد. اين تأكيد نشان مي‌دهد كه شما پس از تفكر به دو شيوه بله يا خير، انتخاب خود را كرده‌ايد.

  7.  گاه ممكن است شما بارها  تقاضاي فرد مقابل را رد كنيد تا سرانجام او دست از پافشاري بردارد. در چنين مواردي لزومي ندارد كه هربار براي امتناعتان توضيح جديدي ارائه دهيد، بلكه فقط "نه" خود و دليل اصلي امتناعتان را تكراركنيد.

  8.  اگر شما پس از بارها تكرار "نه " همچنان فرد مقابل بر دريافت پاسخ مثبت از سوي شما اصرار داشت؛ سكوت اختيار كنيد( اين كار در گفتگوهاي تلفني ساده تر است ) يا موضوع گفتگو را تغيير دهيد. شما حق داريد كه به گفتگو پايان بخشيد.

  9.  ممكن است شما بخواهيد احساسات فرد مقابل را درباره امتناعتان بپذيريد و مي‌گوييد: " مي دانم كه از من دلخور شدي، ولي واقعا من نمي توانم ." يادتان باشد در اغلب موقعيت‌ها براي عذر خواهي از امتناعتان، نيازي به گفتن "متاسفم " نيست. بيان "متاسفم " يعني شما از حق اساسي "نه " گفتن خود با تسامح و تساهل برخورد كرده‌ايد.

  10.    احساس گناه نكنيد. شما حلال مشكلات همه نيستيد يا نمي‌توانيد همه را خشنود نگه داريد.

  11.    اگر شما نمي خواهيد با تقاضاي اصلي شخص موافقت كنيد، ولي مايليد به او كمك كنيد، از اين رو دست به مصالحه بزنيد "من نمي‌توانم تمام بعداز ظهر را از بچه‌ات مراقبت كنم، ولي مي‌توانم دو ساعت كنارش باشم ."

  12.   شما مي‌توانيد تصميم خود را تغيير دهيد و به تقاضايي كه قبلا پاسخ مثبت داده بوديد، "نه " بگوييد و مي‌تواني به هر آنچه كه در بالا گفته شد " بله " بگوييد وتصميم‌هاي خود را تغيير دهيد.

+ نوشته شده توسط علی امیری در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 10:51 |

چگونه نه بگوييم

همه ما بارها و بارها در موقعيت هايي قرار گرفته ايم كه گفتن كلمه "نه" برايمان دشوار بوده است.براي مثال شما براي تعطيلات نوروز با گروهي از دوستانتان يك سفر زيارتي سياحتي، ترتيب داده‌ايد و والدين شما در نامه‌اي ابراز مي‌دارند كه چه قدر از حضور شما در خانه براي عيد نوروز خوشحال خواهند شد. رئيس شما،انجام كارهاي بيشتري را در يك مقطع زماني طلب مي‌كند،  حال آنكه شما براي آن ساعت برنامه‌اي ازقبل تعيين كرده‌ايد.  استاد از شما مي‌خواهد كه اگر مي‌توانيد روي يك طرح تحقيقي كه خودش روي آن كاركرده است ،به او كمك كنيد. شما يك لباس پشمي خريده‌ايد ودوست شما مي‌خواهد در صورت امكان آن را قرض كند.

شخصي، ‌شما را براي ناهار به منزلش دعوت مي‌كند، حال آنكه شما مايل به رفت وآمد با او نيستيد. اگر شما از آن دسته افرادي هستيد كه به دفعات در مقابل چنين درخواست‌هايي، تسليم شده و با آنها موافقت مي‌كنيد ودائما از اين بابت احساس ناخوشايندي داريد، ممكن است بخواهيد بدانيد كه چرا شما هنگامي كه "نه "گفتن را ترجيح مي دهيد "بله " مي‌گوييد.

شما ممكن است نگران از دست دادن ارتباطات مؤثر يا نگران واردآمدن آسيبي به روابط باشيد. بنابراين، ارتباطات خود رامانند شي  شكننده تلقي مي‌كنيد كه البته به اطاعت هاي دائمي شما وابسته مي‌باشد. شما همانند بسياري از افراد چه بسا از نه گفتن احساس گناه مي كنيد، چون شما آموخته ايد براي اجتناب از آسيب وارد كردن به احساسات ديگران، خواسته‌هاي خود دست بكشيد. بنابراين احساس مسئوليت شما در قبال احساسات شخصي ديگران به حق جلوه مي‌كند، گويي شادي آنها در گرو موافقت شماست. بدين ترتيب ممكن است شما احساس كنيد با نفي آنهابه دليل خودخواهي و خودمداري انسان بدي هستيد زيرا به شما ياد گرفته‌ايد كه بايد فداكار باشيد وخود را ناديده انگاريد.

بنابراين، شما بيش از خودتان دلواپس و متوجه ديگران هستيد و وقتي از شما تقاضائي مي‌شود ممكن است احساس كنيد مورد لطف وموهبت قرار گرفته‌ايد. اين امر سبب مي‌شود تا احساس مهم بودن كنيد ونگران آن باشيد كه در صورت مخالفت هرگز دوباره چنين تقاضايي از شما نشود. اينها، نمونه‌هايي از احساسات دست و پا گير هستند كه مي‌توانند در آزادي عمل شما مداخله كنند.

 

    چه راههايي ، گفتن كلمه " نه "را آسانتر مي‌سازد؟

.اولين كاري كه بايد انجام داد، تشخيص احساسات دست و پاگير يا باورهايي است كه در سر شما وجود دارند. براي مثال اگر دوستتان مي‌خواهد اتومبيل شما را براي رفتن به سفر قرض كند، با گفتن كلمه نه، چه نتايج منفي را پيش بيني مي‌كنيد؟ آيا مي‌ترسيد به  كارفرماي خود پاسخ منفي بدهيد، آيا از بركنارشدن از كارتان در هراسيد؟ اگر به استاد خود پاسخ منفي بدهيد، آيا انتظار داريد نمره پايين را در آن درس كسب كنيد؟

پس شما در ابتدا انتظار فاجعه آميزي از"نه گفتن" تشخيص داده‌ايد و در گام بعدي آن انتظارات را با واقع نگري بيشتري بيان مي‌كنيد.

براي مثال ممكن است به خودتان بگوئيد اگر پاسخ منفي بدهم چه بسا دوستم از اين كه اتومبيل را به او قرض ندادم از من ناراحت بشود، ولي دوست شما به خاطر اين گونه مسايل ناراحت نيست او احتمالا به خاطر آن كه كلمه  "نه" را به صراحت به كار برده‌ايد، احترام بيشتري برايتان قائل خواهد شد.

ممكن است كارفرماي شما از اين كه حاضر به اضافه كار نشدم  خوشحال نباشد؛‌ اما وقتي در آن روز، اضافه‌كاري براي من مايه دردسر بود، امتناع  امري موجه بوده است. وقتي با كاري كه مايل به انجامش نيستيد، موافقت مي كنيد، احتمالا از خودتان ناراحت مي‌شويد. همچنين ممكن است  از ديگري برنجد و يا از او خشمگين شويد در اين گونه موارد كلمه " نه "به صورت غيركلامي ،سكوت ، فكر كردن راجع به مسائل ديگر به هنگام حضور در جمع، ظاهر مي‌گردد. خود را ناديده انگاشتن سبب تحميل رفتارهاي ناخواسته‌اي  است كه ديگران از ما مي‌خواهند و اين امر سبب مي‌شود آنها نسبت به ابراز درخواست‌هاي غير منطقي خود تشويق شوند. پس از آنكه باورها و اعتقادات خود را به شيو ه‌اي منطقي تر مرتب كرديد، براي گفتن كلمه " نه " آمادگي پيدا مي‌كنيد و از اين امر احساس خوبي به شما دست  مي‌دهد.

قدم بعدي، گفتن كلمه " نه "، به شيو ه‌اي مستقيم  به طرف مقابل است، به گونه‌اي كه قاطعيت در صدا و رفتار شما موج بزند. مطمئن شويد پيام‌هاي غير كلامي هم سنگ كلمات هستند. آيا ارتباط چشمي برقرار مي كنيد؟ آيا لحن كلام شما خالي از پوزش و عذر خواهي است؟

بخاطر آنكه از سنين كودكي اجتماع شما را به تسليم شدن و مطيع بودن وادار كرده است، گفتن كلمه " نه "در دفعات نخست، بدون شرم كار بسيار دشوار خواهد بود.

براي آسانتر  ساختن اين مرحله، در موقعيت‌هايي كه خطر پايين دارند، گفتن پاسخ هاي منفي را آغاز كنيد. به خصوص زماني كه، كاملا مطمئن هستيد كه حق گفتن كلمه " نه " را داريد. با اين تمرين اطمينان به خود را بنا خواهيد كرد ونيز توانايي گفتن كلمه نه را در موقعيت‌هاي مشكل‌تر بدست خواهيد آورد. و بالاخره در مواقعي كه از درون به خود مطمئن نيستيد اين تمرين سبب بروز اطمينان مي‌شود.

به طور معمول، گفتن نه به برخي افراد آسانتر از ديگران است احتمالا اين افراد براي شما، ‌دوستان نزديك، ‌غريبه‌ها و خانواده هستند. وقوع يك موقعيت را پيش بيني كنيد و تمرين كنيد كه در آن موقعيت چه خواهيد گفت. گفتن كلمه نه را به طريقي مستقيم و صريح تمرين نماييد. نسبت به كليه رفتارهاي خود و لحن كلامتان به هنگام گفتن جمله منفي آگاه باشيد .

در موقعيت‌هاي مشكل‌تري كه نسبت به ماهيت و چگونگي پاسخ خود مطمئن نيستيد،  با گفتن اين جمله به ديگران: "مي‌توانم درباره‌اش فكر كنم"مقداري زمان در اختيار خود بگيريد. سپس احساسات خود را بررسي كنيد چه عقايد و انتظارات نامعقولي شما را به گفتن "نه " ‌وا مي دارد.

وقتي كلمه "نه " را بكار برديد و طرف مقابل همچنان برخواسته‌اش اصرار ورزيد و اولين كلمه نه شما را نشنيده گرفت. شما بايد بر مخالفت خود پافشاري كنيد. آيا از آن دسته افرادي هستيد كه به آساني تسليم  مي‌شويد؟ يا آمادگي عصباني شدن را دارند؟ شما احتمالا بايد توجه آنها را بطور مؤثري جلب كنيد و به آنها بگوييد، اما من مخالفت كرده‌ام و واقعا منظورم مخالفت است.به رغم اينگونه پيام‌ها چون بسياري ازما با سازگاري و انعطا ف‌پذيري بزرگ شده‌ايم، ‌به خاطر ديگران از خواسته‌هاي خود مي‌گذريم.

تشخيص اين نكته مهم است كه در اين جا رفتار خود خواهانه سالم وجود دارد. شما حق داريد كه "نه "‌ را به كار ببريد و از اين كار احساس خوبي داشته باشيد.

هر قدر به احساس شخصي و خواسته‌هاي خود توجه كنيد. از گفتن " بله "‌به ديگران احساس رضايت‌مندي بيشتري خواهيد كرد.

13Little-Yellow-flower.jpg

 

 

+ نوشته شده توسط علی امیری در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 10:37 |