دوست دارم دوست توباشم
’كسئ به رنگ دغدغه هايت’كسئ كه صدايت رامئ شنود و دلهره هايت را مئ شناسد وخوب مئ داند تنهايئ تو چه طعمئ دارد ’دوست دارم صدايت كنم با كلماتئ كه روزمره نيستند و بئ مقدمه حس مراعريان مئ كنند .مئ خواهم از دوستئ با تو حرف بزنم دوستئ يعنئ همين هاكه نوشته ام . دوست خوبم دوستت دارم. گرچه نمئ شود به تورسيد ياحتئ برائ لحظه ائ مالك قلب توشد . اما برائ دوست داشتن تو ’وسعت تمام دنيا را در اختيار دارم و مئ توانم تو را آن قدر دوست بدارم كه همه باور كنند حق من درزندگئ توبودئ كه به ناحق ازمن ربودند. بالهايت را بگشائ و خيزبردا به افق هائ دور. شايد پشت فلق عاشقئ گريان بر پشت بام خيال ’ چشم براه پرستويئ باشد وعطر گلئ .
بنگر به عالم هستئ راكه از هرسويئ نوايئ گوشنواز شنيده مئ شود وگوش جان بسپار به طنين دل انگيز زمان كه چه زود مئ گذرد . پس دوباره ساز روحت را بردار وبنواز . شايد دلئ به رحم آيد و كسئ ازاين زندان غم رهايئ يابد. شايد ...

+ نوشته شده توسط علی امیری در چهارشنبه چهارم مرداد 1385 و ساعت
23:28 |