به جستجوی تو
به درگاه کوه می گريم
در آستانه ی دريا و علف.
به جستجوی تو
در معبر بادها می گريم
درچار راه فصول ،
در چارچوب شکسته ی پنجره ای
که آسمان ابرآلوده را
قابی کهنه می گيرد.
به انتظار تصوير تو
اين دفتر خالی
تاچند
تا چند، ورق خواهد خورد؟
جريان باد را پذيرفتن
و عشق را
که خواهر مرگ است.
و جاودانگی
رازش را با تو درميان نهاد.
پس به هيات گنجی درآمدی
بايسته
وگنجی از آن دست
که تملک خاک را و باران را
از اين سان
دلپذير کرده است.
نامت سپيده دمی است که بر پيشانی آسمان می گذرد.
متبرک باد نام تو!
و ما همچنان
دوره می کنيم
شب و روز را
هنوز را !!!
+ نوشته شده توسط علی امیری در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 و ساعت
8:57 |

