تبليغاتX
بي تو در بر همه عالم بستم...

تو عاشقم بودي ...


تو عاشقم بودي و من تنها دوستت داشتم
من چون عاشقم بودي دوستت داشتم
تنها بهانه ي دوست داشتنم همين بود و بس ...
امشب قلم چه خودخواه - زشت- روي كاغذ مي رقصد
تو حريمي و من حرمت
تو حريم و حصار بين دوست داشتنم و عاشق گشتنم هستي
بگذار
بگذار تا بشكنمت ، بگذار اين حريم زشت را بشكنم تا عاشق گردم
بگذار تا بشكنمت ...
و من حرمتم
من حرمتِ عشقِ بي همتايتم
نگذار تا بشكنم
من را نشكن
من، اين حرمت عشقت، اين باكره ي بي رقيب را ...
نگذار تا دريده شود
نگذار تا خرد و خميده شوم
آري؛ امشب قلم چه خودخواه روي كاغذ مي رقصد
خودخواه همچون من ...

... دوستت دارم حرمت بي حريم

 

+ نوشته شده توسط علی امیری در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 و ساعت 19:49 |